الشيخ حسين المظاهري

59

سير و سلوك (منزله دوم: توبه) (فارسى)

مگر قوم يونس نبود كه چون ايمان آوردند ، عذاب خفّت‌بار و رسوايى را در زندگى دنيا از آنان برداشتيم و آنها را تا دم مرگ ، زندگى رفاهى داديم . آن قوم ، به نداى توحيدى پيامبر خويش پاسخ ندادند و به‌قدرى ظلم و بدى كردند كه مستحقّ عذاب شدند . حضرت يونس ( ع ) به آنان هشدار داد كه اگر توبه نكنند و ايمان نياورند ، عذاب خداوند بر آنان فرود خواهد آمد . آنان كه حضرت يونس ( ع ) را صادق مىدانستند ، با يكديگر گفتند : اگر يونس شهر را ترك كرد ، بدانيد كه عذاب خواهد آمد . نيمه‌هاى شب بود كه حضرت يونس ( ع ) از ميان آن مردم رفت و بامداد آن شب ، عذاب الهى به سراغ آنان آمد . هنگامى كه مردم ، فرود عذاب را آشكارا ديدند و به نابودى خويش يقين كردند ، به سراغ پيامبرشان آمدند ، ولى او را نيافتند . با مطّلع شدن از خروج حضرت يونس ( ع ) از شهر و مشاهدهء آثار عذاب ، به مرگ و نابودى همراه با ذلّت خود اطمينان پيدا كردند ، از اين‌رو مستأصل و بىچاره شدند . در برخى روايات آمده است كه به توصيهء يكى از علماى قوم ، همگى به‌همراه همهء موجودات زنده و دام‌هاى خويش شهر را ترك نمودند و در دشت و صحرا به تضرّع و زارى به بارگاه خداوند متعال پرداختند . در حقيقت آنان به واقع پشيمان شدند و ضمن اظهار ندامت از كفر و بىداد خويش ، خالصانه به خداوند متعال ايمان آوردند . حتّى به جهت تحريك عواطف ، ميان مادران و كودكان و نيز بين دام‌ها و بچه‌هاى آن‌ها جدايى افكندند . بيابان از صداى گريه و ضجّه و شيون مادران و صداى حيوانات ، آكنده شد و آن گناه‌كاران و با گريه و زارى و چشمان اشكبار ، رو به درگاه خداوند متعال آوردند و توبه كردند . خداوند رئوف و مهربان نيز آنان را مورد رحمت خويش قرار داد و از عذاب حتمى آن قوم ، منصرف شد . « 1 »

--> ( 1 ) . تفسير القمى ، ج 1 ، ص 317